هفت ماهگی پسمل طلا
نی نی گل من دیروز هفت ماهش تموم شد رفت تو هشت و من طبق معمول وقت نکردم سروقت بیام اینجا
این روزا من و محمد سبحان از صبح تا شب خونه تنهاییم بابایی سرش کاملا شلوغه و وقتی میاد خونه از خستگی فقط یک عضو از بدنش تکون می خوره و اون دهنشه
ولی بازم با اون خستگی میاد و پسرشو بغل میکنه و محمد سبحانم براش غش میکنه

اخه شما که این قد با هم مچین به بابایی بگو یه گوشی با دوربین با کیفیت برای من بخره خووو
محمد سبحان این روزا شلوغ کاریش به بالاترین حد خودش رسیده هر چیزی و یا هرجایی که ببینه ازش بالا میره حالا میخواد چای مامانش باشه که داره ظرف میشوره یا پرده تو حال باشه مهم اینه که بهش گیر کنه و بتونه بره بالا

تلویزیون محا مورد علاقه شما که فک کنم همین روزا به خاطر اب دهن شما اب ببرتش

بعضی وقتا یه چی پیدا میکنی یا به یه چی گیر میدی و قتی ازش خسته شدی میخوریش . مخصوصا پوست تخمه و اگرم با استرس بگم واااااای نخوریش به سرعت نورتو دهنت می کنیش

از من انتظار داری موقع شلوغ کاریهات پیشت باشم و تشویقتم بکنم

قد بلندیت برای دست زدن به سیمایی که به زور اون پشت از دستت قایم کردم


دیگه از حموم نمیترسی و عاشقش شدی مخصوصا عاشق اردک کوچولوهات که همش باید از تئ دهنت درشون بیارم. تو حموم جیغ میزنی و همش میگی د د د د و هی دوست داری اب دوشو بگیری

اصلا با اسباب بازیهات بازی نمیکنی فقط وسایل خونه تازگیها یه پیاله هم شکوندی

نی نی خاله جون که تو دماغشو خوردی و همه جاشم خیس خیس کردی و خاله مجبور شد بشورتش

شیشه و پستونک نمیخوری فقط اگر توی شیشه اب باشه میخوریش و یه خبر جدید اینکه دندونت خودشو کمی نشون داده و لثتو پاره کرده و به خاطرش دو شب نخوابیدی عسلم چون خیلی اذیتت می کرد.
تازگیها سوپتو با پای مرغ میخوری وااااای دلم یه جوری شد ولی میگن خیلی برات خوبه

اینم اولین کیکی که واسه ماه گردات پختم که خودتم ازش خوردی

ژاکتی که مامانی برات بافته و خیلی خوشمله
با شما دیگه مهمونی رفتنم خیلی سخت شده نانازم از همه جا اویزون میشی همه بشقابارو میریزی همه میوه هارو میکنی تو دهنت و ....
ولی همش برای من خیلی کیف داره چون نشون میده تو داری بزرگ میشی گل مامان
امروز صبح بردمت بهداشت برای قد و وزنت همه راضی بودیم خداروشکر که یک ماهه دیگه هم به سلامتی گذشت دوست دارم خیلی زیاد 


هفت ماهگی پسمل طلا 


